> ردپای ایثار > نيمه گمشده


 

نيمه گمشده


نسيم دل‌انگيز فروردين ماه گونه‌هايمان را نوازش نمود. سيد تن به رمل‌هاي داغ فكه سپرد. تا گمشده‌اي ديگر را بيابد در شهر، آرام و قرار نداشت، مجنوني ديگر بود، كه نيمه گم‌شده‌اش را در رمل‌ها مي‌جست.
شب را تا صبح كنار هفت شهيد كربلاي پنج در معراج شهدا نشست، گمنامي غريبانه مردانِ كوهِ سپيدِ عشق، دلش را به لرزه انداخت، قرآن را باز كرد، ديگر گريه امانش را بريد، سر بر بالين چوبين شهداء گذاشت، و هاي هاي گريست.
زير لب چيزي را زمزمه نمود و روز بعد دعايش به اجابت رسيد.

منبع : كتاب همسفر خورشيد
 


 

مطلب قبلي

مطلب بعدي