> ردپای ایثار > سفر به كوي دوست


 

سفر به كوي دوست


در ره دوست سفر بايد كرد
از خويشتن خويش گذر بايد كرد
هر معرفتي كه بوي هستي تو داد
ديوي است به ره، از آن حذر بايد كرد
امام خميني (ره)
ساعت 6:30 صبح شنبه خبر مجروحيت آويني را به من دادند، اما دلم گواهي مي‌داد او به شهادت رسيده است با اين همه براي چند لحظه سخن عقلم را باور كردم:«هنوز مي‌تواند بينديشد و قلم بزند، هنوز مي‌تواند با صدايش كه در چند ماه اخير گرفته بود، روايت فتح را بخواند، پس مهم نيست. با خود انديشيدم :«چرا هرچه معالجه كرد، گرفتگي صدايش برطرف نشد،‌ با اينكه دكتر قول داده بود كه حنجره‌اي را كه در خدمت اسلام است خيلي زود مداوا خواهد كرد». تنها آن زمان كه خبر شهادتش را شنيدم، دريافتم كه حضرت امام (ره) چگونه با زبان شعر اين خبر را شب قبل به من داده بود، و من نفهميدم و اين چه حكايتي است كه حضرت امام(ره) منادي سفر او به كوي دوست بودند؟
عادات، بندهايي هستند كه ما را زمين گير كرده‌اند و حتي آنگاه كه نشانه‌هايي اينچنين بر ما نازل مي‌شود، باز در پرده‌ايم و غافل. بر پله‌ها نشستم و باور كردم كه او هست. اما عجبا! اين روزگار كه روزگار شهادت نبود.

منبع : كتاب هسفر خورشيد
 


 

مطلب قبلي

مطلب بعدي