تا كه از مهرت علي جان،تابشي دارد دلم
در پناه سايه ات،اسايشي دارد دلم
ياد تو همواره اي لطف خدا،مشكل گشاست
تا كه نامت مي برم،ارامشي دارد دلم
مدح تو،در پيكرم روح جوان مي دمد
وز حديث غير تو،فرسايشي دارد دلم
از غم مظلومي و تنهايي ات،مانند شمع
گر چه مي سوزم،زبان خامشي دارد دلم
راز دل با چاه مي گفتي و،از ان بي كسي
جوشد اشك من به چشم و،اتشي دارد دلم
شهسوارا،كي به گردت مي رسد،موري چو من
لحظه اي بنما توقف خواهشي دارد دلم
يكدم از نور ولاي خود مكن بي بهره ام
بي فروغ مهر تو،كي تابشي دارد دلم
عترت و قران،هر دو ابر رحمت اند
غم ندارد تا كز انان بارشي دارد دلم