> سخنی با سید مرتضی


همراهان مهربان سایت شهید آوینی

به دلیل استفاده ناصحیح برخی از کاربران ،مطالب درج شده توسط شما

با کمی تاخیر روی سایت قرار می گیرد.


  1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي


نام  و نام خانوادگی :تنها
 شهر :hvh;
پست الکترونیک :www.r.raha133@yahoo.com
23***
تاریخ درج مطلب :10/5/1389

 

سلام سيد دلم اندازه ي تموم آسمون گرفته دلم براي بابا شهيدم تنگ شده  از همه ي آدمها خسته ام تو بگو چي كاركنم خدا جوابمو نمي ده دلم خيلي هواي پرواز داره خسته شدم

 


نام  و نام خانوادگی :فائزه باقري
 شهر :آن جا كه قطره اي از خون شهيدي به حق بچكد
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :10/5/1389

 

سلام سيد بزرگوار

دعا كن سيد دعا كن كه شب قدر مشهد باشم!خواهش ميكنم اساسي دعاكني ها!اگه اونجا باشم انگار تمام زندگيم رو بهم دادن!به محضر آقا برين بگين فائزه گفت غلط كردم ديگه تو كارهاي شما دخالت نميكنمو اظهار نظر بي جا نميكنم!من بنده معصيت كار خدا!بگين بيخود كردم!به خدابگين تقدير مارو واسه شب قدر خوب وقشنگ بنويسه!تو بارگاه امام رضا به مرادم برسم!همون شب تقديرم رقم زده بشه واسه سال هاي سال نه فقط تقدير من بلكه تقدير .......

سيد جان .............

خداحفظت كنه از بالايا هرچند ديگه سراغت نميان

دعامون كن سيد

يا عباس

 


نام  و نام خانوادگی :بختياري
 شهر :بافق
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :10/5/1389

 

سر خوش، زسبوي غم پنهاني خويشم

چون زلف تو، سرگرم پريشاني خويشم

در بزم وصال تو نگويم،ز كم و بيش

چون آينه خو كرده به حيراني خويشم

لب باز نكردم به خروشي و فقاني

من محرم راز دل طوفاني خويشم

يك چند پشيمان شدم،از رندي و مستي

عمري ست پشيمان ز پشيماني خويشم

از شوق شكر خنده لبش جان نسپردم

شرمنده جانان،ز گران جاني خويشم

بشكسته تر از خويش نديدم به همه عمر

افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

 

 


نام  و نام خانوادگی :خسروي
 شهر :تهران
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :9/5/1389

 

سلام سيد خسته شدم يه چيزي بگو ميترسم كم بيارم  


نام  و نام خانوادگی :maryam
 شهر :tabriz
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :9/5/1389

 

kheyli khaste hastam

 


نام  و نام خانوادگی :فائزه باقري
 شهر :آن جا كه قطره اي از خون شهيدي به حق بچكد
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :8/5/1389

 

سلام سيد جان

دلم برات تنگيده بود!!!سيد دلم به وسعت يك جهان تو خالي گرفته!حوصله هيچ كاري رو ندارم!از نظم افتادم!خسته شدم بس كه دنبالش گشتم!تو اين شهر به  اين كوچيكي يه آدمي مثل اون دم گوشم هر شب تو مسجد قبا ولي من هيچوقت نميبينمش!آخه اين چه انتظار كشنده ايه!من چقدر بايد صبر كنم تا شب قدربياد؟حالا معلوم نيس بياد يانياد!داداش مهدي ميگفت كه مياد!خداكنه كه بياد!چون جونم به لبم رسيد بسكه از اين خيابون به اون خيابون پي اش گشتم!نميدونم سيد چي شده بهم!!!!!عبادت هام ديگه آب وتاب قديم رو نداره!دعا كن اين امتحان نباشه!چون اگه تو اين امتحان روفوزه شم اوضاعم خيلي خراب ميشه!امتحان قبلي رو شما بودين!اما اين...هرچيه انشاالله كه همه چيز درست بشه!واي سيد خسته شدم از دست اين مامان وبابام!اه!كاري جز لجبازي كردن با من ندارن!ميگم برم پايگاه!ميگن نه!چرا؟چون جاي مناسبي نيست!ميگم برم سر مزار ميگن تو لازم نكرده بري ياد شهدارو نگهدار خودش كليه!ميگم برم پارك!نه !چرا؟ميگن نه يعني نه!ميريم بيرون بچه ها هميشه با منن!از صبح تا شب بايد تو خونه شلوغي هاي اين دوتا بچه رو تحمل كنم!اينا تقصيري ندارن ها اقتضاي سنشونه ولي من چه گناهي كردم كه بايد اسير اينا بشم؟من برنامه هام جور نميشه!من اجازه ندارم برنامه هام با برنامه هاي اينا تداخل پيدا كنه والاكلي حرف ميشنوم!ولي اينا تا دلشون ميخواد برنامه هاي منو بهم ميزنن!محيط درست وحسابي واسه يه زندگي قرآني واسه آدم درست نميكنن بعد انتظار دارن دو خط قرآن رو كه حفظ ميكني عامل بهش باشي!يكي نيس به خودشون بگه شما كه اينهمه دم از عمل كردن به قرآن ميزنيد خودتون چقدر عامل هستين تا من نوعي بيام شمارو الگو قرار بدم؟خسته شدم از ديت رفتارهاشون سيد!خسته شدم!دوست ندارم ديگه باهاشون باشم!چون اطرافيان وفاميل فكرميكنن من بيشتر از سنم ميفهمم اجازه خطا كردن ندارم!ديگه مسجد هم نميرم!اينا مسجد رفتن منو هم به حساب تفريح وخوش گذروني ميذارن!ميگم من كه بيرون نميرم ميگن پس كلاس نهج الباغه وزبان وسرود كه خدارو شكر حذف شد ميري پس چيه؟ميگم مگه اونا بيرون رفتنه؟ميگن پس چيه؟ميگن هر روز مسجدت رو ميري؟ميگم مگه من مسجد ميرم واسه تفريح ؟ميرم نماز بخونم!ميگن مگه دوستات رو نميبيني؟خب تفريحه ديگه!مثلا سر همين نماز اول وقت خوندنشون!اون موقع كه نماز رو تو خونه ميخوندم ويه كم دير ميشد گلايه ميكردن چرا دير ميخوني نمازت رو!اما خودشون نمازشون تا ساعت 11،12بمونه اشكال نداره!سيد واقعا خسته شدم!اين تابستون هم زهره مارم شد!دائم بايد خونه بمونم چرا؟چون بچه ها رو نميتونيم جاي ديگه بذاريم!خداا خودش بهم يه صبر بده تا باهاشون كنار بيام!سيد خدا شاهده از وقتي كه اون آيه رو خوندم سعي كردم!ناراحتشون نكنمولي گاهي واقعا آدم مجبور ميشه به حرف هاشون كارهاشون دستورهاودلايل غير منطقي شون اعتراض كنه!خدا منو بكشه هم اينا راحت شن هم من!

يا امام زمان ظهور كن!ياامام زمان جلوه اي به قلب تاريك من كن تا از اين ظلمتي كه روز به روز بيشتر دارم درش فرو ميرم نجات پيدا كنم!يا مولا...من خاك زير پاي شما هم نيستم!اما مارو به خاك زير پات بودن قبول كن1مارو به خادمي شهدا قبول كن!به سربازهات بگو دوباره به قلب تاريك من بيان وروشنش كنن!

يا عباس

 


نام  و نام خانوادگی :بختياري
 شهر :بافق
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :8/5/1389

 

دوست دارم كه يك شب جمعه

صبح گردد به رسم خوش عهدي

ناگهان بشنوم از سمت حجاز

نغمه خوش انا المهدي

************************************

اين بقية الله

اللهم عجل لوليك الفرج

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 


نام  و نام خانوادگی :شهاب
 شهر :اميد به رحمت خدا
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :7/5/1389

 



.:: يَا رَبّ ::.

سلام و درود به تمامي شما بزرگان.

*سارا خانم گرامي ، سلام و درود ، مبارك باشه ،

ان شاء الله. براتون آرزوي خوشبختي همراه با بندگي

حضرت حقّ دارم.


*فاطيما خانم گرامي ، سلام و درود.

هر جا باشم نائب الزّياره و دعاگوي شما بزرگان هستم.


*سركار خانم محمّدي گرامي ، سلام و درود.

فكر مي كنم مشكل از ويندوزتونه ، يك يا چند بار

دكمه هايctrl+f5 رو هنگام باز بودن همين صفحه با

هم بفشاريد اگه درست شد كه بهتر اما اگه نشد فكر

مي كنم ويندوزتون رو بايد عوض كنيد

و مجدّداً نصب كنيد.

موفّق باشيد.


     بوي ماه مبارك رو استشمام مي كنيد؟!    

  بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي رمضان... 

                        التماس دعا.                     



 


نام  و نام خانوادگی :محمدي
 شهر :شهرزيبايي ها
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :7/5/1389

 

باسلام خدمت دست اندر كاراي محترم اين قسمت :


ببخشيد نمي دونم چرا چند روزيه قسمت بايگاني ارور مي ده و با خطي ريز  طوري كه اصلا قابل خوندن نيست به نمايش در مياد .

فكر مي كنم ايراد فنيه
ممنون مي شم اونو رفع بفرماييد تا ما نوشته ها ي ناب دوستان گرامي رو بتونيم بخونيم

قبلا از زمات شما سپاسگزارم
 


نام  و نام خانوادگی :فاطيما
 شهر :كازرون
پست الکترونیک :
2***
تاریخ درج مطلب :7/5/1389

 

 

 

::

راستي آقا شهاب زيارتتون قبول باشه!

چه معني مي‌ده آدم بي خبر بره؟ ( آيكون ازين كاراي بد نكن ، هموني كه انگشتشو تكون مي‌ده )

ترسيدين سوغاتي بخوايم ازتون؟ چي آوردين برامون حالا؟

حالا بذارين من خودم برم ، مي‌بينين من چه انسان شريفي !!!!!!!!هستم..!!

 
 

  1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي
 

 درج مطلب