|
همه گرد آمدهاند تا او را بشناسند. من عرف ربه ...
اما از ميان اين هزار تن چه كسي چراغ دلش به نور ايمان حضرت حق روشن شد؛ كدام سالكي از طواف كعبه رسم راه عاشقي را ياد گرفت.
كعبه نه اين چهار سنگ است كه تو غافل از حقيقت وجود، دور آن بگردي و باز هم در شهر و ديارت همانگونه گام برداري كه از اين پيش برميداشتي. به جان دل بشنو اين كلام را:
اي قوم به حج رفته كجائيد كجائيد
معشوق همين جاست بيائيد، بيائيد
چهقدر دلدل كردي، تا سالك راه شوي و بر روي خاكي راه بروي كه در همان لحظه، همان ثانيه يوسف گم شده فاطمه (س) قائم آل محمد (عج) تسبيحگويان حق را ستايش ميكند.
غريب ديار آشنايي خدا نزديك توست. مگر نشنيدهاي صدايش را كه در آسمان پيچيد: « نحن اقرب اليه من حبل الوريد »
كمي به دلت رجوع كن. خدا در قلب توست؛ اينگونه با جزع او را در اين راه بيابان جست و جو كن. خدا در قلب توست.
بيدلي در همه احوال خدا با او بود
او نميديدش و از دور خدايا ميكرد
|