> دریچه >سيدصدر

 

سيدصدر


حكم از نجف داشتند كه ساعت 30/2 صبح، جنازه‌ي سيدصدر را از دل خاك بيرون كشيدند. جنازه‌ي بي‌كفني كه بيش از هر چيز، ظاهر آن، چشم‌ها را خيره مي‌كرد. و پر از سوراخ. اول پاها را تا بالاي قبر آورد. آن وقت دو دست ديگر، پاهاي سرد و كبود را گرفتند و آن ديگري از گور بيرون آمد. بعد جسد را از جفت پاها گرفتند و بيرون كشيدند. پيكري كه سر آن از قفا بريده شده بود و به يك تكه گوشت بي‌خون و سرد آويزان بود. لباس سيد سوراخ بود. فكر كرديم تيربارانش كرده‌اند. اما وقتي جنازه را كفن مي‌كرديم، وقتي را از تن سيد بيرون مي‌كشيديم، ديديم كه اين سوراخ‌ها را گلوله‌هاي سربي نمي‌توانسته‌اند به وجود بياوردند. سوراخ ها به حفره‌هايي كه تعدادشان به 8 مي‌رسيد.
پيكر سيد را كفن كردند و او را در جايي ديگر، خارج از وادي‌السلام دفن كردند و مزار اين عالم جليل‌القدر 20 سال گمنام ماند و وهابيون به خيال واهي بارها قبر حاشيه‌ي جاده‌ي باريكه را متلاشي كردند.

منبع : كتاب مشت مشت گل سپيد مي چينند از خاك